الشيخ الطوسي ( مترجم : عزيزي )

226

الغيبة ( فارسي )

والّذي ينبغي أن يجاب عن السؤال الّذي ذكرناه عن المخالف أن نقول : إنّا أوّلا لا نقطع على استتاره عن جميع أوليائه ، بل يجوز ( أن يظهر ) لأكثرهم ولا يعلم كلّ إنسان إلّا حال نفسه ، فإن كان ظاهرا له فعلته مزاحه ، وإن لم يكن ظاهرا له علم أنّه إنّما لم يظهر له لأمر يرجع إليه وإن لم يعلمه مفصّلا لتقصير من جهته ، وإلّا لم يحسن تكليفه .

--> ( 1 ) . مرحوم علامه مجلسي رحمه اللّه در صفحه 214 از جلد 51 بحار الأنوار باب 12 پس از نقل اين بخش از متن كتاب غيبت مرحوم شيخ مىفرمايد : در مورد آنچه كه مرحوم شيخ رحمه اللّه در ضمن جواب به اعتراض مخالفين به آن ملتزم شده است كه هركسى كه امام در زمان غيبت از أو مخفى است مقصر وگناهكار است مىگوييم : اين بيان مستلزم آن است كه هيچ‌كس از فرقه حقه ناجيه شيعه در زمان غيبت متصف به صفت عدالت نباشند به اين دليل كه گناهى كه مانع ظهور امام عليه السّلام شده است واز طرف اين‌ها هم بوده است يا گناه كبيره بوده يا صغيره‌اى كه اصرار به آن شده است ودر هر صورت با عدالت منافاة دارد با اين أوضاع وأحوال چگونه مىتوان به عدالت راويان وائمّه جماعات حكم كرد وشهادت آن‌ها را پذيرفت ، آن هم باوجود اين‌كه ضرورتا مىدانيم كه در هر عصري از اعصار جماعتى از اخيار وجود داشته ودارند كه لحظه‌اى در اقرار به امامت وأطاعت از امام توقف نكرده‌اند . وهمچنين بىگمان در بسيارى از اعصار گذشته أنبيا واوصيايى زندگى مىكردند كه [ توسط حكام جور ] در حبس بوده واز در دسترس خلق بودن ممنوع شده بودند وحال مقرين ومؤمنين به ايشان كاملا معلوم است كه ايشان در اين امر مقصر نبودند .